توسعه ی فردی

سراب فارغ التحصیلی

“در گذشت اصطلاح فارغ التحصیلی برای من”

توی این روزایی که دانش و تکنولوژی، رشدی شتابنده داره، فراغت از دانش و آگاهی و تحصیل، نه به معنای “توقف”، بلکه “عقب رفت” هست.
مدتهاست که اصطلاح فارغ التحصیلی از دانشگاه یا هر نهاد دیگه ای معنای خودش رو از دست داده. چه اون شخصی که دیپلم داره و اهل مطالعه هست، لازمه خودش رو از قطار علم و دانش عقب تر بدونه، و چه اون کسی که دکترا داره، نباید فکر کنه که به ایستگاه آخر رسیده و می تونه برای هر مسئله ای، حتی در زمینه ی تخصصی خودش نسخه بپیچه.

بنابراین من با دفن این اصطلاح قصد دارم به خودم یاداوری کنم که اگر هر مرحله ی علمی ای رو پشت سر گذاشتم و یا هر کتابی رو که خوندم، در شعف جلوتر بودن از دیگران قرار نگیرم و این رو آویزه ی گوشم کنم که اگر قراره سطح دانش خودم رو بسنجم، با شمارش دانسته هام به این مقصود نمی رسم. بلکه با شمارش مجهولات و نادانسته هام( که البته، پی بردن بهش، به مراتب سخت تر از شمارش دانسته هاست و اگر به سادگی بهش دست پیدا کردم، باز هم نشانه ی توهم من به دانستن هست) هست که از میزان اگاهی خودم می تونم، حرفی بزنم.

همچون کسی که در اقیانوس شیرجه بزنه و بخواد از عمیق ترین نقطه ی اقیانوس حرف بزنه در حالی که هنوز نمی دونه که چند متر یا کیلومتر دیگه به کف اقیانوس خواهد رسید. و تنها تعریفی که از جایگاه خودش می تونه داشته باشه، فاصله ش از سطح آب هست و نه از نهایت عمق آب.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *